‏نمایش پست‌ها با برچسب مصدق. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مصدق. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۷ اردیبهشت ۱۱, سه‌شنبه

حزب توده نهایتِ ناجوانمردی، نهایتِ پست فطرتی را کرد، برایِ اینکه دستور داشت که با مصدق مخالفت بکنه


این بود که مصدق اصولاً به مسائلِ کارگری هم، به اون معنایی که جنابعالی سئوال می کنید، توجه نداشت. البته از فقرِ کارگر ناراحت می شد، شلاق زدن نبود، بیرون کردنِ بیخود نبود، و اینها.
ولی در همین بُرهه و در همین زمان حزب توده نهایتِ ناجوانمردی، نهایتِ پست فطرتی، بگذارید این لغت را من بگم که ضبط بشه، [را] کرد، برایِ اینکه دستور داشت که با مصدق مخالفت بکنه. و پس از سقوطِ مصدق، بلایی که به سرِ این بدبخت ها آمد، این کارگرانِ توده ای یا اون پیشتازانِ دموکراتیکِ خلقِ متحرّکِ!، از این مزخرفاتی که حالا هم گاهی می بینیم می گویند در ایران،
بعد از آبروریزی آذربایجان، و بعد از ملّی شدنِ نفت، فقط باقی موند، همین آقایِ خمینی بود که باز هم حزب توده خودش رو نشون بده به این، که از چه ماهیتی داره و چه ارزشی داره از نظرِ یک ملّت.
برگرفته از مصاحبه زنده یاد دکتر شاپور بختیار با مرکز تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد
از 29:45 تا 30:52

۱۳۹۷ فروردین ۲۵, شنبه

سوگند دکتر شاپور بختیار


من به عِنوانِ پسرِ یکی از سردارانِ مشروطه، و یکی از وفادارترین یارانِ رهبرِ بزرگِ ملّت دکتر "محمد مصدق"،
سوگند یاد می کنم اگر به قیمتِ جان ام، و اعتبار و حیثیت ام هم باشد، بگذارم[نگذارم] که کشورم به سویِ نابودی و زوال سوق داده شود.
سوگند یاد می کنم که تا آخرین نفس با تجزیه طلب، و آنهایی که از "خلق هایِ ایران"، و از پرچمی غیر از پرچمِ سه رنگ سخن می گویند، مبارزه کنم.
دشمنانِ کشور باید بدانند که من با عِلم و اِطّلاع از اوضاعِ اَسَف بارِ مملکت قبولِ مسئولیّت نِمودم. و با قدرتِ ایمان، و پشتیبانی یه همۀ شما دوستانِ عزیز، امیدوارم به آشفتگی یه کشور سر و سامان داده، و کشور را به سویِ یک کشورِ "سوسیال دموکرات" واقعی سوق دَهَم.
در این راه، از خدایِ بزرگ، و هِمّتِ افرادی که مَرا می شناسند، مُساعِدَت می طلبم. و هیـــــچ تهدید، یا تردیدی مَرا از راهِ خدمتگزاری باز نخواد داشت.
من مُرغِ طوفان ام، نیاندیشم زِ طوفان---موج ام، نه آن موج ی که از دریا گُریزد

۱۳۹۷ فروردین ۲۰, دوشنبه

هویدا، قبل از مَرگ، مُرد. دکتر مصدق، مُردِه، و زنده است هنوز



شاپور بختیار: از همه جالبتر، اطمینان داشته باشید آقایانِ محترم، که در دولتِ من تک روی، خودکامگی، و نادیده گرفتنِ افکارِ عمومی، هیچوقت صورت به خود نخواهد گرفت.
هر که تکیه بر افکارِ عمومی، و خواسته هایِ مردم نکند، ممکن است چند روزی، یا چند ماه ی، یا حتّی چند سالی باشد، ولی با نِفرین و لعنتِ مردم خواهد رفت.
هویدا، قبل از مَرگ، مُرد. دکتر مصدق، مُردِه، و زنده است هنوز.

 بخشی از سخنرانی دکتر شاپور بختیار در جلسۀ رأیِ اعتماد کابینه در مجلس شورای ملی در 26 دی
از 9:02 تا 9:33 ویدئو

۱۳۹۶ آذر ۱۸, شنبه

عیب بزرگِ دکتر مصدق


بهرام مشیری:
اما در باب مرحوم دکتر مصدق و کاشانی.
کاشانی مطلع شده بود، نامه اش هست، خطِ مرحوم دکتر مصدق هم هست، که "آقا یک کودتا در جریان است، اتفاقاتی داره میافته"، دکتر مصدق هم در جوابش خیلی کوتاه نوشت "دستخطِ حضرتِ آقا زیارت شد. من مستظهر به ملتِ ایران ام. والسلام". همین، همین جواب رو بیشتر نداد. دکتر مصدق مردی بود که عقیده و افکارش(به لحاظِ شناختِ قانون و دموکراسی) حداقل پونصد سال از مردم اش جلو بوده، این عیبِ بزرگِ این مَرد بوده. یکبار کاریکاتوریست ها، در جریانِ اون مجلس و اینها، کاریکاتوریست ها یه کاریکاتورهایِ خیلی مفتضحی کشیده بودند، خیلی خیلی خیلی مفتضح و وقیح، یک شاهدِ عینی برایِ بنده میگفتند که: ما رفته بودیم خدمتِشون، دانشجو بودیم، و مُصِرّ بودند اطرافیان که "آقا یک اقدامی بکنیم علیهِ این روزنامه ها، این چه کاری ست کردند؟، شما رو بی آبرو کردند". گفت: ایشون میگفتند که "دموکراسی یکشَبِه حاصل نمیشود، ما بایستی از این مراحل بگذریم. بگذار[ین]-اجازه بدین آزاد باشَن حرفِشون رو بزنند، وقتیکه مفهومِ دموکراسی رو فهمیدند؛ این وقاحت ها هم رفته-رفته از میان میرود".
اگر ایشون هم میخواست بیاد ببَندِه و بزَنِه و اعدام کنه و اینها؛ خُب چه فرقی میکرد؟. بنابراین امروز آنچه از دکتر مصدق باقی مانده، جسد اش که نیست که، جسد اش که خاک شد در احمد آباد، رفته، پرنسیب هایِ دکتر مصدق هست، وفاداری اش به پرنسیب هایِ خود، و به قانون و دموکراسی ست. اینها ست که رویِ هم رفته این مرد رو خیلی ممتاز کرده در صحنۀ سیاست، و وطندوستی اش و شرافت اش و تقوایِ سیاسی اش. این یک مطلب. اگه شما بخواهین یقۀ یک کِسی رو بگیرین، یقۀ کودتاچی ها رو بگیرین به نتیجۀ بهتر میرِسین. 

۱۳۹۵ مهر ۱, پنجشنبه

یک عده ای خون جگر شدن از این عکس! ، میگن "باعثِ تفرقه میشه"



نوروز یک چیزه خوبی هم داره هموطن، یک چیزه خیلی خیلی خوب
اگه گفتین چیه؟
اون عکسِ دکتر مصدق نیست پشتِ سرِ ما!
یک عده ای خون جگر شدن از این عکس، پیغام دادند که باعثِ چی میشه؟، "تفرقه میشه".
آقا باعثِ تفرقه دشمنانِ دکتر مصدق هستند نه عکس او. سی ساله اینجا نِشَستن، باعثِ تفرقه و فساد هستند دشمنانِ دکتر مصدق.
این عکس داره یک عده ای رو بیچاره میکنه واقعا، نزدیکه سکته بکنن.
مجبورن عکسُ بزرگتر بزارن.
اینُ من گذاشتم که بگم آقا من جزءِ چماقداران سلطنت نیستم. چون این تلویزیون متهم هست به سلطنت طلبی و بوده از روزِ اول. این حقیقتِ امر هستش. عجیب واقعا داستانی داریم ما اینجا.
باعثِ تفرقه چماقدارانِ سابق اند دوست عزیز، نه عکسِ دکتر مصدق.
هر کس پیدا شد یک جاذبه ای داشت اینها بهش فحش دادند و لجن پرت کردند و همون کثافت کاریها، یک مشت فحاش اند اینها.
تفرقۀ چی؟
کدوم، اتّحادِه کجا؟
لیدرشیپ در کجا؟
به محضِ اینکه چهارتا بچۀ ایران کشته میشه سرشون از سوراخ میاد بیرون،
"ما هم هستیم"
به محض اینکه ساکت میشه میرن دنبالِ کسب و کارشون.
به محض اینکه دوباره یک جایی  بمبارون میشه؛ دوباره در VOA هر روز، در رادیو صدایِ ایران هر روز.
فرصت طلب، شاید یک کودتایی بشه، شاید یک بمبارونی بکنند ایران رو آقا، ما بریم دوباره اونجا دَم و دستگاه رو پهن کنیم. زور و استبدادِ پنجاه سالِ قدیمُ که کردیم کم بوده، حالا بریم دوباره ادامه بدیم.
اگه یه عُرضه ای، لیاقتی، دلاوری ای، لیدرشیپی چیزی بود؛ آقا ما میگفتیم: اهلا و سهلا
باعثِ تفرقه میشه؟!
اگر تصویرِ یک مرد بزرگی که تنها مردِ بزرگ سیاسی این مملکت ما بوده که وجهۀ جهانی داشته باعثه تفرقه میشه؛ بزاریم بشه. یک آدمه حسابی بوده توی این تاریخ. بقیه که دزد بودند که. یک نَه دُزدِش رو به من نشون بدین.
"ما دزدی دوست داریم خوب، شریکِ دزدیم، بدمون میاد از این مرد"
دکتر علفی وقتی یک جراحِ قابل پیدا بشه هزار توطئه میکنه در کارش که این جراحه رو از دِه بیرون بکنن، ولی دکتر علفی با همون اسطوخودوس و دعانویسی و اینها کلاه سرِ مردم میزاره.