‏نمایش پست‌ها با برچسب مجاهدین. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مجاهدین. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ فروردین ۱۸, جمعه

افسانۀ دروغین نجات توسط آمریکایی ها و غربی ها



برنامه ۲۴ مارس ۲۰۰۳ بخش ۴ - فرود فولادوند frood... von anjoman ...

یعنی همشهری هایِ این آقایون و خانم ها، آمریکایی ها هستند دیگه :) ، ما چه انتظاری داریم؟، اینها چشم به راهِ این هم هستند که همون آمریکایی ها هم بیایند و کشورِ ما رو نجات بدند، افسانۀ دروغینی که هرگز نمیتونه به هیچ وجه شکل [حقیقت] پیدا بکنه و به راستی که حتی اندیشیدنِ به این سخن که "کشورِ ما رو باید آمریکایی ها یا غربی ها نجات بدهند" یا مثلاً "اینها اگر ساپورت نکنند" [مایۀ شرمساری است]،
 آقا پاشدیم ما!
همچنانکه باید و شاید یکدست و یکصدا بگیم آقا "دویست هزار نفر ایرانی میخواهیم برگردیم به کشورمون و ما رژیمی رو میخواهیم برقرار بکنیم که اون رژیم خواستۀ خودِ ماست"، پا شدیم این کار رو بکنیم؟. نشسته هر کسی پایِ منقلش، تریاک هایش از جمهوری اسلامی می آد، چِک هایی که برای آقایِ رضا می آد، از جمهوری اسلامی برای نگهداری رژیم، رضا بزرگترین نگهبانِ جمهوری اسلامی بوده تا امروز، باور کنید.
ما یک چیزهایی رو میگیم، بعد از مرگِ ما یا در زندگیِ ما اگه یکخورده طولانی شد؛ همۀ ملتِ ایران حرف های ما رو خواهند فهمید. هیچکس به اندازۀ رضا، این ننگِ تاریخِ ایران؛ در نگهبانی و نگهداریِ جمهوری اسلامی و استقرارِ این ناجمهوریِ ننگین؛ موثر نبوده. یعنی این آدم اگر از بیست سالِ پیش، بیست و دو سالِ پیش مردانه می آمد و آدمهای راستینی رو که میخواستند کشور رو نجات بدند-با مشروعیتی که اون هنگام داشت- می آمد و گردِ همدیگر جمع میکرد؛ کشورِ ما بیست سالِ پیش آزاد شده بود. برایِ اینکه، هیچ تردیدی نداره که تنها نیرویی [که]، با وجودِ اینکه کوشید این ننگِ تاریخ، این ننگ نامۀ تاریخ، قرآن چی ها و اسلام چی ها کوشیدند که پادشاهی رو بد جلوه بدهند، با اینکه از اونها گذشته تُخم و تَرَکِۀ صدام -مجاهدین- کوشیدند که پادشاهی رو بد جلوه بدهند، با اینکه فداییانِ چین و روسیه کوشیدند که پادشاهی رو بد جلوه بدهند؛ ولی پادشاهی در قلبِ مردم موند، پادشاهی مِلکِ این مردمه، پادشاهی به وسیلۀ این مردم به همۀ جهانیان داده شد. و این تنها آلترناتیوی بود که خیلی زود دوباره بازسازی شد و میتونست کشور رو نجات بده، اما تنها کسی که این آلترناتیو رو ناتوان کرد شخصی [است] به نامِ رضا، با اندوهِ بسیار فرزندِ پادشاهی است که من خیلی خیلی دوستش دارم.
من بارها هم گفتم، نگید، بالا و پایین کسی نَپّرِه،
این در فرهنگِ ما هست، که میگن: "گیرم پدرِ تو بود فاضل، از فضلِ پدر تو را چه حاصل؟"، هیچ چیزی هم، به شما بگم، به جز شباهت نمیتونه ژنتیکی باشه، اخلاقیات ژنتیکی نیستند، ایشون شباهتی هم به اون پدر نداره، بیشتر فرح خانومی شده تا [اینکه] به پادشاه برگرده. وای که ننگ بر این آدم، وای که به راستی ملتِ ایران در روزِ آزادی اگر کسی رو باید محاکمه بکنند نه اولی اش خمینی یه، اولی اش اینه. آنچنانکه من همواره گفتم، ما اگر یکروزی بخواهیم کسی رو موردِ عتاب و خطاب قرار بدیم نه خمینی یه؛ جیمی کارتر اِه، زیرا جیمی کارتر خمینی رو به کشورِ ما آورد، آمریکایی ها آوردنش، و غربی ها و انگلیسی ها، اون هم نه با لشکر کشی، میدونستند که حریفِ پادشاهِ ایران نمیشه شد با لشکر کشی، میدونستند اونوقت اگر مردمِ ایران پشتِ پادشاهِ ایران می موندند یکدفعه جهانگشایی کوروشی شروع میشد، همینجوری می افتاد جلو همه رو درو میکرد و میرفت!، باور کنید. اینها، همه رو اینها میدونستند، اینها حروم لقمه اند. فقط گاهی اوقات طبقِ شرایط تاریخ، آنچنانکه ما در زمانِ ساسانی، در زمانِ نوشیروان، در زمانِ خسرو پرویز، در زمان بهرام؛ [در] اوج بودیم، در زمانِ بسیاری از پادشاهانِ ساسانی [در] اوج بودیم، زمانِ یزدگرد اُفت کردیم، پیش از یزدگرد هم اُفت کرده بودیم، پیش میاد دیگه. آمریکایی ها و انگلیسی ها هم زمانِ چرچیل دارند، زمانِ تونی بلر هم دارند. او سازندۀ انگلستان و نگهبان و نگهدارندۀ انگلستان میشه، بلر بدنام کنندۀ انگلستان میشه. بلر اون تتمه آبرویِ انگلستان رو که به عنوانِ قدرتِ جهانی و شیرِ پیرِ به اصطلاح غرش کننده در جهان می شناختنش یکدفعه میره در رویارویی با عراقی ها به باد میده. هست، در تاریخ همۀ ملت ها اوج هست، خوب هست، بد هم هست. اما، با اندوهِ بسیار در تاریخِ ایرانِ ما، که اگر قرار بود [ایشون رو] به عنوانِ بازماندۀ یک خاندانِ پادشاهی بپذیریم، [در این میان] نجس تر- بی خاصیت تر- بی رنگ و بو تر از شخصی به نامِ رضا دیبا [نبوده]، که من بارها گفتم، ما رویِ تلویزیون هم شصت روز اومدیم دفترِ ایشون رو گرفتیم؛ جواب نداند، و گفتیم اگه که، بهشون اخطار کردیم "اگر با ما صحبت نکنی، اگه جواب ندی"، "ما ملتِ ایرانیم، ما خودِ ایرانیم، ما دردِ ایرانیم، ما تاریخِ ایرانیم"، و ایشون شصت روز، ما هِی این تلفن رو گرفتیم، شمارۀ دفترش رو گرفتیم و Answer ماشینِ اون خانمِ، یارو چه میدونم چیه تو دفترش، جواب داد که "ما نیستیم"، حالا بودند، صدایِ ما رو گوش می کردند، پیغام هامون رو هم میزاشتیم که به ما بگید [تصمیم تون رو]، بعد هم آمدیم گفتیم آقا "ایشون پهلوی نیست"، پهلوی یک تیتری بوده [که] از طرفِ ملتِ ایران به رضا شاهِ بزرگ -که درخورِ پهلویّت بود- داده شد، و [به] پسرِ میراث دارش محمد رضا شاهِ بزرگ، این تیتر از طرفِ ملتِ ایران تا ابدیّت بهش تعلق خواهد داشت، ولی رضا، پهلوی نیستش. رضا رو ما گفتیم "آقا رضا" بهش خطاب می کنیم، و حالا بهتر هم هستش که چون خیلی به ننِهِ رفته، "آقا رضا دیبا" باشه، ما خودمون رو راحت می کنیم برای اینکه شناسنامه ای پشتِ اسمش گذاشته باشیم، همون "آقا رضا دیبا" که نژادِ سی و دومش هم به حسنِ مُکنّی و حسنِ مُحنّی و حسنِ مجتبی و از این چرت و پرت ها میخوره، ایشون تُخم و تَرَکِۀ اونها هستند، به پادشاهی مانندِ رضا شاه و محمد رضا شاه، این آدم [رو]،  نمیتونه نسبت اش بده.  

۱۳۹۵ فروردین ۱۵, یکشنبه

مجاهد و ملا


به هر روی مشکلِ بزرگِ این مبارزه اینِه که،
"فردا"، به قولِ معروف میگه، "آنچه که به دیگ اِه، با کمچِه میاد بیرون"، احتیاجی به این بلوف هایِ این و اون و اون و اون نداره
این مبارزه، اگر آمریکا خودش رو قاطی اش داره میکنه، اگر جک استراو افتاده به دست و پا و چهارچنگولی داره به ایران میره، اگر اتحادیۀ اروپا داره همۀ توانش رو به خرج میده که مبارزۀ مردمِ ایران رو بی رنگ و بو بکنه، همۀ اینها فایده ای نداره.این مبارزه، مبارزۀ فَقرِه، مبارزۀ بدبختی، مبارزۀ "ستمدیدگان"، مبارزۀ "مصیبت کشیدِگان"، مبارزۀ "خانواده از دست دادِگان"، مبارزۀ "خفه شُدِگان"، مبارزۀ "بردگان"، مبارزۀ "همۀ ستمها بر آنها شدگان" با مرکزِ ستم، مرکزِ اهریمنی، مرکزِ همۀ بدی ها و مرکزِ همۀ ننگ ها چیزی به نامِ "اسلام" و "جمهوری اسلامی" یه، هیچ چیزی غیرِ این نیست.
حالا آمریکا هم میخواد بگه که، در این گیر و دار بیاد اعلامیه بِده که آقا:"جوانانِ دانشجو رو باید تقویت کرد"، که با این اسم مبارزۀ مردم ایران رو آمریکایی اش بکنن، نه آقای آمریکا، اینجوری باور کن نمیشه. انگلیس هم خودشُ قاطی میکنه، نه نمیشه. تنها کسیکه توی این قضیه خیلی راحت رولِ خودشُ  بازی کرد و دستش رو شد فرانسه و مزدورانِ دیگرِ شِبهِ آخوند؛ مجاهدین بودند، که اینها اومدند علنا و آشکارا مخالفتِ خودشون رو در یک سطحِ بسیار بسیار بزرگ با جنبشِ مردمی داخل کشور نشون دادند، یعنی مجاهد دقیقا همون کاری رو کرد که در روزِ نخستینِ آمدنِ ملا کرد، یعنی بزرگترین خدمت رو مجاهد با کشتنِ فرزندانِ ما در درونِ میهن به ملا کرد، ملا رو آورد به تخت نشوند، بعد هم خودشون، گفتند: "آقا تو حقِ حسابتُ بگیر برو، هشت میلیون تو کف ات پیدا میکنی". یه بچه سوسولِ گدایی که در تمامِ زندگی اش هشت تا پِنس نمیتونست تو جیبش داشته باشه، یکدفعه از تویه کفِ اتاق خلوت اش، پَستوی اتاقش در فرانسه نه میلیون دلار پول پیدا میشه و ایــــن تازه یک قطره از دریایِ اون حقِ حسابی است که اونهایی که در 25 سال پیش این مصیبتُ به سرِ ملت ما آوردند به این جانورها دادند. وگرنه ملا و مجاهد یکی بودند، رفیق بودند، همدوش بودند، همسنگر بودند، هم خون بودند، او اسلامه محمد رو براش سینه میزنه، این اسلامه علی رو. محمد و علی هم، پسرعمو که هیچی، برادر که هیچی، تو بغلِ دخترِ همدیگه میخوابیدند و از این حرفها. اصلا مساله این نیست اش که مجاهد و ملا با همدیگه فرقی داشته در طولِ تاریخ یا دارند.
منتهی عناصری بودند ملا رو گذاشتند بالای سرِ ملت ایران با چماق که پدرِ این ملتُ دربیاره، مجاهد هم که وردستش بود سرانجام برای اینکه درگیری از اون هنگام سر این رونِ مرغ و دمِ مرغ ایجاد نشه در داخلِ کشور؛ اینها را هم آوردند بیرون، هر چه دلشون خواست پول توجیبی بهشون دادند، تلویزیون دادند، رادیو دادند، هرچی که شما فکر میکنید، تانک دادند، توپ دادند، آخه آقا شوخی نیست که یکی توی عراق یکدونه تانک داشته باشه، تویِ رژیمِ صدام حسین. این خیلی، روی این قضیه باید خیلی حساب کرد، یکدونه تانک، یکدونه ماشین شخصی یک ایرانی بِره در عراق نمیتونه بخره. اینها تانک و پایگاه داشتنِ شون برمیگرده به یک سلسله ماجراهای سیاسی، اقتصادی و توطئه های جهانی علیهِ اون هم همش علیۀ ملت ما. وگرنه اون یارو مسعود رجوی اصلا چه نجاستی هست که ارزشِ حرف زدن و اینچیزها رو داشته باشه. ولی خب دشمنانِ این آب و خاک همیشه از آدمهای بی بها خیلی چیزهای گنده درست کرده اند، مثل خمینی. همۀ دنیا میدونن که این آدم دیگه لجن ترین، متعفن ترین، یاوه گو ترین، بیسوادترین، بیشعورترین، خشن ترین، آدمکش ترین، نانجیب ترین، بی هویت ترین، بی اصل و نسب ترین، بی مملکت ترین، بی کشورترین، بی همه چی ترین و بی ناموس ترین اهریمنی که رویِ زمین اومده خمینی بود؛ ولی خب، ساختن و بردنش تویِ کرۀ ماه و روی مریخ و گفتند: موهاش تویِ نجاست نامه ای به نام تازینامه به نام قرآن هست تو هر صفحه ای، فلان واینها، از این تبلیغات کردن براش، بردنش اونجا، مجاهد هم همینطور.
اینها دو تا با هم شریک بودند، همراه بودند، همگام بودند، هم خون بودند، اندیشه شون یکی بوده، فکرشون یکی بوده، هدفشون برای ویران کردنِ ایران یکی بوده و هنوز هم یکی هست. و می بینیم که در هنگامیکه مردم ایران دستش رو به زانوی خودش میگیره و بلند میشه میگه: "یا هِمّتا"، در همین هنگام دوباره مجاهد کاری شدیدتر و کثیف تر از کاری که در آغازِ انقلاب با تفنگ بدست گرفتن و علیهِ مقدسات ملی ما جنگیدن کرد در این چند روز کرد، با خودسوزی ها و آتش سوزی ها و از این مزخرفات.
من امروز یکی از اینهارو می دیدم، یَک آدمِ کچلِ  بی ریخته دماغ گنده ای، یکی از اونا که خودشُ سوزونده بود رسیده بودن بهش، این[جایِ] پیراهنش پاره شده بود، اینوَراش پیدا شد [بود]، من در تلویزیون العربیه می دیدم، این فقط بدردِ باغِ وحش میخورد، نه، حتی انسان! نمیشه به این جانور دو پا گفت.
اینها، اینها بودند، اینها بودند، یک سری به اصطلاح لُمپن، یک سری چاقوکش، یک سری لات، اومده اند توی مغز هاشون یک چیزی رو چپونده اند؛ همون سربازِ تازی 1400 سالِ پیش رو از مجاهد و ملا درست کرده اند و انداختنِ ش به جونِ فرهنگ و تاریخ و خردِ مردم ما.