‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاسی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاسی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ فروردین ۲۰, سه‌شنبه

آوازۀ اتاق های دوزاری فاحشه خانه های پالتاک، تا دفتر، تا توی خانۀ رضا پهلوی و شهبانو هم رفته


رضا۹۰ (رضا احمدی):
من در رادیو خواهم گفت، مگر نگفتم در تلویزیونِ شهرام همایون؟، اگر کسی خارج از Paltalk مبارزه کرد، صدای ش در اومد، درسته. توی "فضول بوک" رفتن و عکس با ننه-بابا ت و سگ انداختن و پخش کردن، که نشد مبارزۀ سیاسی!. "شاهزاده"، "شاهزاده" گفتن و خودت رو تابلو کردن به عنوانِ کسی که "در حضورِ من کسی به رضا پهلوی نباید بگه بالایِ چِشِ ت اَبرو یِ ه" که نشد کار سیاسی. مگه رضا پهلوی نمیگه "هر کسی مخالفه، بگذارید حرفش رو بزنه" ؟. چرا در room "ایران چه خبر؟" فقط تویِ دهنِ مخالفینِ رضا پهلوی می زنید، چرا؟
ما اینجا تویِ دهنِ فحاش ها میزنیم، نه مخالفین. هنوز هم میگم، هر کس مخالفِ رضا پهلوی، دیگه بالاتر از "فرامرز فروزنده"؟ دیگه بالاتر از دکتر "رزم آرا" ؟ جیگر دارید؟، بیارید رویِ میکروفن.
من از اتاق هایِ دوزاریِ فاحشه خانه هایِ پالتاک، اتاقی ساخته ام که آوازه اش تا دفترِ، تا تویِ خانۀ رضا پهلوی رفته. یعنی رضا پهلوی از تویِ خانه اش آنلاین میشه، میاد تویِ این اتاق، و خودِ شهبانو. با میکروفن، رویِ میکروفن جلویِ چشمِ همه تون دارم میگم. تا حالا ادعا ی ش رو پیشِ تون کرده بودم؟ میدونید چه کسانی از ساعتِ نُه، ۱۰-۱۱ شب اینجا میان[د]؟ تک تکِ این آی دی هایی که اینجا نشسته، بارِ سیاسی داره. من اینجا طویله باز نکرده ام، دور از جونِ اون User هایِ خوبش.

برگرفته از فایل صوتی
از 5:55 تا 07:14

۱۳۹۶ اسفند ۶, یکشنبه

همه اش گردن استبداد بوده


از 2:50 تا 4:01
بهرام مشیری:
حالا شما میگی "آقا هر صحبتی میشه، این آقا از استبداد، از استبداد ایراد می گیره"
کشوری که به قرنِ بیستم برسه، وسطِ قرنِ بیستم، در اولِ قرنِ بیستم انقلاب کنه، در مَقطَعِ نمیدونم ۱۹۷۹ یک حزب سیاسی برایِ آموزشِ سیاسی به مردم نداشته باشه؛ خُب همین میشه.
وقتیکه حیثیت و قدرت و شرافت و مملکت و ارتش و نمیدونم همه دستِ یک نفر باشه، اون دَر برِه؛ اینجوری میشه دیگه
 دوستان دیگه تعجب نکنید، نه گردنِ آخوند گناهی هست، نه گردنِ عوام گناهی هست، نه گردنِ این مردمِ بیچارۀ بیسواد گناهی هست، همه اش گردنِ استبداد بوده آقا.
هفتـــــــاد سال وقت بوده مردم رو Educate بکنند، به دنیایِ مدرن برسونند، آقا روزنامه ها رو گسترش بدند، معرفت عقلی رو گسترش بدند، تعلیم و تربیت رو گسترش بدند، وظایفِ ملی، حقوقِ بشر [را] گسترش بدند. هیچی، خفقان بوده و بیسوادی، حاصلِش هم همین بوده دیگه عزیزان دیگه
این اون مزرعه است، مزرعه ای که از استبداد باقی مانده، اینها [ازَش] سبز میشه
من همۀ این چیزها رو گردنِ استبداد میدانم، نه گردن خمینی.

۱۳۹۵ شهریور ۱۱, پنجشنبه

چرا شاهزاده رضاپهلوی را هیچوقت اپوزیسیون جدی برای ج.ا نمی دانستم



اما رژیم خیلی با قساوت داره در درونِ میهن کار میکنه، امروز که میدونید، همه میدونند دادستانِ کلِ ملاها اعلام کرده که "چهارهزار نفر دستگیر کردیم"، از اون سو ملایِ شیّاد [خاتمی] میگه، و دیگر ملاها میگند که "ما یک سری اوباش رو دستگیر کردیم".
من فقط [این] یک سؤال رو از رژیم میکنم، بیست و پنج ساله [که] تو رویِ سرِ این مردم هستی، دهها هزار نفر در این تظاهرات بدونِ تردید، وقتی شما، شما که میگید "چهارهزار نفر"، ملت های جهان-همۀ اون عاقل و الاشاره ای ها- میفهمند که بیش از ده هزار نفری که ما خبرِ موثق داریم، دستگیر کردید، شما بیست و پنج ساله نانجیب ها، روسپی زاده ها، ای زائیده شده ها از دُبُرِ مادرانِ ننگینِ تون، بیست و پنج ساله اومدید به اسمِ اللهِ ننگین و اون تازی نامۀ نجاستِ تون روی سرِ ملتِ ما موندید که بعد از بیست و پنج سال دهها هزار اوباش تحویلِ جامعه بدید؟!. اگر اوباش اند اینها، اگر اوباش اند، وقتی یک جامعه ای اوباش آفرین میشه، وقتی یک جامعه ای اوباش زا میشه تقصیرِ کیه؟
اولاً بچه هایِ ما که آزادگانِ ایرانی هستند، و این [رو] بخاطرِ این میگم [که] در هر صورت شما مقصر هستید. اگر براستی، که اینطور نیست و اینها آزادگانِ ایرانی هستند، اگر اوباش باشند، [اینجور] که رژیم میگه، باز هم تُف اش تویِ صورتِ خودِ این رژیم ننگینه که بعدِ 25 سال با قرآنِ سگی اش، با تازینامۀ ننگینِ متعفن اش آمده اوباش درست کرده. اگر اوباش نباشند، که بی گمان اوباش نیستند و [از] آزادگانند، این آزادگان در طولِ این مدت فهمیدند که حالا اون ننگ رو، اون بازماندۀ نجاستِ اندیشۀ تازی رو باید از این آب و خاک بندازَنِش بیرون.
و البته، البته خیلی کار سختیه، من هَمچی ساده به شما و همۀ هم میهنانم بگم، سخت شدنِ اینکار گردنِ شخصی است به نامِ رضا، گردنِ اون کسانی است که 25 سال افتادند جلویِ خطِ مبارزه و گذاشتند [که] رژیم به این مرحله از قدرت برسه، والا از سالها پیش رژیم رو خیلی راحت میشد اینجوری کارش رو خلاص کرد. و من بارها در سخنرانی هام، در گفتگوهام با هَمِگان گفتم، من اگر جای اون رفسنجانیِ ننگین (که اونموقع رئیس جمهور بود)، بودم، حتی در گفتگویی که در یک رادیویِ عرب زبان میکردم گفتم، گفتم: میدادم یک مجسمۀ طلایی از این رضا درست کنند، توی خیابونهای تهرون همه جا بگذارند به عنوان سپاس، زیرا که این دیلاقِ احمقِ کودن میتونست با بهره گیری از مردانِ آزاده ای که میخواستند این کشور رو آزاد کنند، کشور رو آزاد کنه، و نکرد. تا اونجا که حالا مردمِ [گرفتار در]  جنگِ فقر و بدبختی و مصیبت و در به دری و آوارگی و پدر از دست دادن و مادر از دست دادن و روسپی شدن و همۀ این مصیبت ها، به جنگِ یک رژیمِ مصیبت آفرین برخواسته، تازه آمریکا هم میاد، یک بیانیه ای هم آقای بوشلر[بوش و تونی بلر] میده،
[ملا ها] میگند: "چون بوشلر هم این بیانیه رو داده، پس این حرکت حرکتِ آمریکایی یه"
 بابا مرتیکه، بی شرف، حرکتِ آمریکایی چیه؟، حرکت، حرکتِ فقر و مصیبتِ 25 سالۀ یک ملته، ربعِ قرن یک ملتی تازیانۀ ستم خورده و میریزه توی خیابون آنچنان که دیدیم...


از 26:11

فوکوس آنلاین:
منظورتان از تیررَس چیست؟
پهلوی: بَـــله، همواره پلیسِ بین الملل با سی.آی.اِی به من زنگ میزنند، می گویند: در کدام گوشه باز گروهی به دستورِ تهران برای کشتنِ من کمین کرده اند.
بهرام مشیری: نه والله، به حضرتِ عباسِ بی دست، به ریشِ پرخونِ حبیب بن مظاهر شمارو کاری ندارن، من به شما اطمینان می دَهم، شما ترکیه هم تشریف ببرید، میتونی حتی ممکنه کردستان هم بری با شما کسی کاری نداره، خیالتون راحت باشه.
چون وجودِ بزرگوارِ شما سببِ نفاق بینِ ایرانیان شده و به نفعِ ج.ا. یک زمانی 30 هزارنفر، بیست هزار نفر جمع میشدند، شاید، بعضی ها به من گفتند صد هزار نفر در لس آنجلس برای، همچین که سر و کلۀ شما و طرفدارای شما پیدا شد، خودِ شما تشریف آوردید روزۀ سیاسی گرفتید؛ 150 نفر روی یک صندلی چرخ دار و عصا و اینها آمدند، شما فورسِ سیاسی نیستید که حالا کسی بخواد شمارو بُکشه، از بین ببره.